خواب‌های نیمه رنگ

کاش هرچی می‌نوشتم، شخصیت‌هاش از توی متن‌ بلند می‌شدن، برفِ لباس‌هاشون رو می‌تکوندن.

خواب‌های نیمه رنگ

کاش هرچی می‌نوشتم، شخصیت‌هاش از توی متن‌ بلند می‌شدن، برفِ لباس‌هاشون رو می‌تکوندن.

خواب‌های نیمه رنگ

اینجا، کنج خلوت اقیانوس، اما بازهم شلوغ. انگار دیگر اقیانوس هند هم نمی‌تواند، انگار پُر شده است، انگار ماهی‌ها هم مثل ما گله می‌کنند، مثل ما سر قلم‌هاشون شکسته است.

نویسندگان

ما و انسان‌ها

جمعه, ۵ تیر ۱۳۹۴، ۰۶:۵۴ ق.ظ

میدونین، متاسفانه شرایط به گونه‌ایی است که دیگه وقتی دلت هم بلرزه چیزی نمی‌تونی بگی!از کسی واقعا خوشت هم بیاد بازهم مجبوری سکوت کنی! 

زیرا اینقد دروغ گفتیم، اینقد خیانت کردیم، اینقد رو راست نبودیم، اینقد دنبال سوءاستفاده بودیم، اینقد فریب دادیم که دیگه آدم روش نمیشه از چیز و کسی که واقعا خوشش اومده مستقیم اسم ببره! به خودش بگه! 

لازم نیست همه‌ی علاقه‌ها و دوست‌داشتن‌ها شبیهِ لیلی و مجنون، شیرین و فرهاد حماسی و اغراق‌آمیز باشن. 

کافیه حس کنی به چشمت زیباست. از اخلاق، منش و روشش خوشت میاد. مثلا حست بهت بگه که میتونی باهاش پلی‌استیشن بازی کنی و لذت ببری! باهاش رمان و شعر بخونی و باهم راجع بهشون بحث کنی، باهم فیلم ببینی و آهنگ گوش بکنی، بری ساحل قدم بزنی و کلی از این دست مسائل کوچک و شیرین زندگی! اینا نوشته‌ها احساسی نیست‌.. جزوِ مسایل مبرهن و روشن و طبیعی زندگی. حق طبیعی همه انسانها است! بالخصوص پارتنر و شریک زندگی داشتن. همه‌ی انسان‌های سالم دوست دارن همچین شیوه زندگی رو داشته باشن! 

  • ۹۴/۰۴/۰۵
  • علی اعجاز بلوچ

نظرات  (۱)

👏🏻👏🏻👏🏻

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی