خواب‌های نیمه رنگ

کاش هرچی می‌نوشتم، شخصیت‌هاش از توی متن‌ بلند می‌شدن، برفِ لباس‌هاشون رو می‌تکوندن.

خواب‌های نیمه رنگ

کاش هرچی می‌نوشتم، شخصیت‌هاش از توی متن‌ بلند می‌شدن، برفِ لباس‌هاشون رو می‌تکوندن.

خواب‌های نیمه رنگ

اینجا، کنج خلوت اقیانوس، اما بازهم شلوغ. انگار دیگر اقیانوس هند هم نمی‌تواند، انگار پُر شده است، انگار ماهی‌ها هم مثل ما گله می‌کنند، مثل ما سر قلم‌هاشون شکسته است.

نویسندگان
علی بلوچ پسابندری.
  "اعجاز" هم صِدا م می‌کُنَن، با آنکه کوچکترین اعجازی در من دیده نمی‌شود. 
پسابندر هم جزیی از شهر چابهار است.  این چندمین وبلاگم است، اما اینجا ماندگارتر شدم، خوشم اومد. البته اگه فونت "اردو" رو پشتیبانی می‌کرد خیلی خوشحال می‌شدم، من رو کلن جزییات کوچکی خوشحال می‌کنن، مثل بچه‌ها!  
شاید این متن رو عوض کردم، فرقی هم نداره ها!  ولی اونطوری حداقل برای خودم بهتره، چون اینها ثبت می‌شن، این دفتر پاره یا گم نمیشه. 🌻