خواب‌های نیمه رنگ

کاش هرچی می‌نوشتم، شخصیت‌هاش از توی متن‌ بلند می‌شدن، برفِ لباس‌هاشون رو می‌تکوندن.

خواب‌های نیمه رنگ

کاش هرچی می‌نوشتم، شخصیت‌هاش از توی متن‌ بلند می‌شدن، برفِ لباس‌هاشون رو می‌تکوندن.

خواب‌های نیمه رنگ

اینجا، کنج خلوت اقیانوس، اما بازهم شلوغ. انگار دیگر اقیانوس هند هم نمی‌تواند، انگار پُر شده است، انگار ماهی‌ها هم مثل ما گله می‌کنند، مثل ما سر قلم‌هاشون شکسته است.

نویسندگان

قسم به لحظه‌ایی که طبیعت اولین نهال خشخاش را از خاک، نور، باد و انرژی شکل داد. 

قسم به ساقه‌ی نازک خشخاش که شکل ابتدایی افیون را از خود عبور داد و به گُل‌گیاه‌ خشخاش رساند. 

قسم به خشخاش، قسم به قرمزی و حس چشمهای یک انسان هنگام هضم شدن شیره‌ی خشخاش در خونش. 

قسم به نعشگی، قسم به این حس ناب طبعیت بشر. 

قسم به لحظه‌ی صبح علی‌طلوع و انسانی که می‌داند شیره‌‌ی خشخاش در کابین میزش است، قسم به چایی و بسکویت شیرین بعد از فشارخون ناشی از قدرت فوق‌طبیعت خشخاش. 

قسم به قلمی که در دست یک شاعر، در حین نعشگی‌ست. 

قسم به نثری که نویسنده‌ی در نیمه شب هنگام نعشگی می نویسد. 

قسم به دنیا

قسم به سیاره زمین 

قسم به انسان

و 

قسم به بوی عطر تن «تو»! 

  • ۹۶/۰۴/۱۶
  • علی اعجاز بلوچ

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی